الجزایر

ایندکس ایندکس ایندکس · 2 خرداد 12:05 · خواندن 5 دقیقه

بیا یه چیز رو همین اول کار روشن کنیم: اگه فکر می‌کنی الجزایر فقط یه تیکه از صحرای بزرگ آفریقاست، سخت در اشتباهی. این کشور یه غول خاموش توی نقشه جهانه که پر از شگفتی‌های عجیب و غریبه و کسی هم زیاد درموردش حرف نمی‌زنه. از تاریخ پرفراز و نشیبش گرفته تا طبیعتی که فک و فامیلتون رو هم مات و مبهوت می‌کنه، قراره با هم یه گشتی توی ناگفته‌های این سرزمین بزنیم.

بزرگ‌ترین کشور آفریقا که تا دیروز کسی اسمش رو هم نمی‌دونست
باورش سخته ولی الجزایر بزرگ‌ترین کشور قاره آفریقاست. آره، درست خوندی. بعد از جدا شدن سودان جنوبی، این لقب پرطمطراق رسید به الجزایر. مساحتش انقدر زیاده که می‌تونی کشورهایی مثل فرانسه، اسپانیا و پرتغال رو با خیال راحت بندازی توش و هنوزم جا داشته باشی. اما نکته بامزه ماجرا اینجاست که با این همه وسعت، نزدیک به نود درصد خاک این کشور رو یه صحرای سوزان و نفس‌گیر تشکیل میده. یعنی عملاً مردمش توی یه نوار باریک سبز کنار دریا جمع شدن و بقیه کشور یه دنیای بکر و دست‌نخورده است.

 

اگه فکر می‌کنی جاده ابریشم فقط تو چین بوده، پس هیچی از الجزایر نمی‌دونی
بذار یه جوری بهت بگم که محکم بیفتی روی زمین. الجزایر یکی از طولانی‌ترین جاده‌های دنیا رو داره که درست از دل جهنم می‌گذره. اسمش جاده ترانس‌صحراست و یه مارپیچ عظیم و افسانه‌ایه که از دریای مدیترانه شروع میشه و مستقیم می‌ره توی دل نیجر و مالی. این جاده رو اروپایی‌ها نکشیدن که توریست بیارن، بلکه یه شاهراه حیاتی برای تجارت نمک، طلا و ادویه بوده که قرن‌ها قبل پایه‌گذاری شده. رانندگی توی این مسیر یعنی مبارزه با سراب، طوفان شن و سکوتی که توی هیچ‌جا نمی‌تونی تجربش کنی.

 

آدم فضایی‌ها اینجان، فقط کسی باور نمی‌کنه
منطقه‌ای در جنوب الجزایر به اسم تاسیلی ناجر وجود داره که نگو و نپرس. اینجا یه گالری هنری روباز عظیمه با هزاران نقاشی صخره‌ای که قدمت بعضی‌هاش به دوازده هزار سال می‌رسه. ولی اونی که مو به تنت سیخ می‌کنه، نقاشی‌های عجیبیه که موجوداتی با کلاه‌های گرد و لباس‌های فضایی رو نشون میدن. بومی‌ها بهشون می‌گن خدایان مریخی و باستان‌شناسای زیادی رو دیوونه کردن که اینا دقیقاً چی هستن. وقتی این نقاشی‌ها رو کنار سنگ‌های طبیعی سوراخ سوراخ و عجیب منطقه بذاری، دیگه خودت دلت می‌خواد نظریه فرازمینی‌های باستانی رو باور کنی.

 

تنها شهری که شیطان توش پادشاهی می‌کنه
شهر قسنطینه رو باید توی لیست عجایب خودت بذاری. این شهر روی یه صخرهٔ غول‌پیکر ساخته شده که یه درهٔ عمیق و هولناک از وسطش رد میشه. بهش می‌گن شهر پل‌های معلق. تصورش رو بکن که داری از روی پلی رد میشی که صدها متر زیر پات خالیه و فقط باده. مردم این شهر انقدر به این ارتفاع و دره‌های وحشتناک عادت کردن که انگار نه انگار روی لبهٔ پرتگاه زندگی می‌کنن. بهش می‌گن شهر شیطان، چون طبیعت اینجا یه جورایی هم ترسناکه، هم مسحورکننده.

 

فقر رو بنداز دور، اینجا یه زمانی طلا از شیر آب می‌اومد
شاید امروز الجزایر رو با نفت و گازش بشناسن، ولی تاریخ چیز دیگه‌ای می‌گه. الجزیره، پایتخت کشور، یه زمانی به عنوان ثروتمندترین و درخشان‌ترین شهر دنیای اسلام شناخته می‌شد. توی قرن شونزده و هفده، دزدان دریایی الجزایری (که اتفاقاً بهشون می‌گفتن کورسان‌های قانونی) چنان قدرتی داشتن که کشورهای اروپایی بهشون باج می‌دادن تا کشتی‌هاشون رو غارت نکنن. این شهر انقدر پولدار بود که می‌گفتن بازاری داره که فقط از مالیات باج‌گیری از ملکه الیزابت انگلستان ساخته شده. بله، درست خوندی، ملکهٔ انگلستان به دزدان الجزایری باج می‌داد!

 

جنگلی که زیر پاهاته، نه بالای سرت
اینجا یه پارادوکس طبیعی داری. درست در شرق کشور، جایی هست به اسم پارک ملی قله. اینجا انقدر بارون میاد و انقدر گیاهان عجیب و غریب داره که حس می‌کنی وسط یه جنگل گمشدهٔ بالکان یا سوییس هستی، نه چند کیلومتر آن‌طرف‌تر از صحرای خشک و سوزان. اما عجیب‌ترین موجود این پارک، میمون بربری معروفه که تنها ماکاک آفریقاست که دم نداره و بیشتر شبیه یه پیرمرد فیلسوف می‌مونه. این میمون‌ها تو برف و بارون زندگی می‌کنن، چیزی که توی تمام آفریقا بی‌نظیره.

 

قلعه‌ای که کسی جرئت نمی‌کرد بهش نزدیک بشه
شهر ماسکارا رو که بگردی، می‌رسی به قلعه‌ای که عملاً غیرقابل نفوذ بود. فرانسوی‌ها در طول اشغال صد و سی ساله‌شون، هرگز نتوستن وارد منطقه بنی سنوس بشن. مردم کوهستان‌نشین الجزایر اینقدر در دفاع از خودشون سرسخت بودن که یه حکومت خودمختار مخفی تشکیل دادن و کوه‌ها رو تبدیل کردن به دژ تسخیرناپذیر کردن. وقتی از استقلال الجزایر حرف می‌زنیم، بدون که این روحیهٔ سرکش قرن‌ها قبل از ورود فرانسوی‌ها توی خون مردمش بوده.

 

اینجا نمکی می‌خوری که فقط مختص سلاطینه
بریم سراغ یه چیز خوشمزه. تو دل صحرا، نزدیک شهر تمنراست، یه دریاچهٔ نمک وجود داره که ازش خالص‌ترین نمک دنیا رو استخراج می‌کنن. این نمک رو به صورت ورقه‌های بزرگ و زمخت می‌برن و توی بازار می‌فروشن. طعمش با هر نمکی که تا حالا خوردی فرق داره. این نمک سلطنتی کویر رو با هاونگ دستی خورد می‌کنن و می‌پاشن رو کباب شتر یا گوسفند. هیچ سرآشپز فرانسوی‌ای با اون همه ادعا نمی‌تونه همچین طعمی رو بازسازی کنه.

 

گاز و نفت رو فراموش کن، الماس سبز اینجاست
الجزایر یکی از بزرگ‌ترین صادرکننده‌های نفت و گازه، اما یه گنج دیگه داره که کمتر کسی می‌دونه. خرمای دگلت نور. به این خرما می‌گن الماس سبز یا انگشتان نور. این خرما انقدر شفاف، درشت و عسلیه، نگاش که می‌کنی، انگار یه تیکه کارامل طلایی رو گذاشتن جلوت. قیمتش هم حسابی بالاست و بیشترش صادر میشه به کشورهای عربی پولدار که حاضرن برای یه جعبه از این خرما پول زیادی بدن. یه دونه از این خرما رو بذاری دهنت، قند طبیعی زیر زبونت آب میشه و تازه می‌فهمی چرا بهش می‌گن انگشتان نور.

 

خلاصه که الجزایر رو باید یه جور دیگه دید. این کشور فقط یه نقطه روی نقشه نیست، بلکه یه دنیای موازی پر از تضادهای محضه؛ جایی که برف و آفتاب سوزان، تاریخ دزدان دریایی و نقاشی فرازمینی‌ها، همگی در یک قاب جا شدن و منتظرن تا کسی بالاخره کشفشون کنه.