کامرون
· 24 ساعت پیش · خواندن 3 دقیقه فکر کنم کمتر کشوری توی دنیا باشه که مثل کامرون اینقدر توی یک اسم خلاصه بشه. کامرون یعنی همه چیز توی یک بسته جمع و جور در غرب آفریقا؛ از ساحل های طلایی و جنگل های بارونی گرفته تا آدم هایی که میتونن همزمان به سه چهارتا زبان مختلف حرف بزنن و حتی متوجه نشی کِی زبانشون رو عوض کردن.
بذار از یه چیزی شروع کنم که خیلی شنیده شده ولی شاید ندونی چقدر خاصه. به کامرون میگن "آفریقا در مینیاتور". این فقط یه لقب قشنگ نیست که توی کتابای جغرافیا اومده باشه. واقعاً توی این یک کشور هر چیزی که فکرش رو بکنی از قاره آفریقا وجود داره. میخوای بری ساحل و زیر آفتاب لم بدی؟ هست. دلت میخواد بری توی یه جنگل انبوه استوایی و صدای گوریل ها رو بشنوی؟ بازم هست. دوست داری بری مناطق کوهستانی و خنک که یه هوایی بخوره بهت؟ اونجا آتشفشان فعال داره که میتونی ببینی. بیابان های خشک شمالی رو بخوای؟ باز نصیبت میشه. تنوع آب و هوایی و طبیعیش انقدر زیاده که باورت نمیشه یک کشور بتونه این همه اقلیم رو یه جا جمع کرده باشه.
حالا بریم سراغ زبان که اصلاً قضیه از تنوع آب و هوایی هم پیچیدهتر و باحالتره. کامرون رسماً دوزبانهست؛ یعنی هم فرانسوی حرف میزنن هم انگلیسی. اما این تازه اول قصهست. توی این کشور نزدیک به دویست و پنجاه زبان بومی مختلف وجود داره. آدمیزاد چطور میتونه این همه زبان رو مدیریت کنه؟ نمیدونم، ولی اونا کردن. یه جورایی هر کی حداقل به دو سه تا از اینا مسلطه و وقتی میره بازار، ترکیبی از پیجین اینگلیش، فرانسوی و یه کم از زبان روستای بغلی رو قاطی میکنه و یه چیز جدید تحویلت میده. فرهنگشون هم به تبع همین تنوع، یه پازل درهم پیچیدهست که هر تکهاش یه داستان داره.
یه نکته جالب درباره آشپزخونهشون که احتمالاً نشنیدی اینه که کامرونی ها جزء اون دسته آدمایی هستن که واقعاً عاشق غذاهای تند و پُر ادویهست ولی یه غذاشون هست به اسم اندوله که عملاً از گوشت و میگو و بادام زمینی درست میشه و همه چیزش با چیزایی که تا حالا خوردی فرق داره. یه حالتی داره بین خورش و خوراک که با برنج یا موز پخته میخورنش. غذای دیگهای هم دارن به اسم کاتی که مرغ کبابیه با یه سس بادوم زمینی که آدم دلش میخواد کل ظرف رو با نون تمیز کنه.
راستی فوتبال رو هم نباید فراموش کرد. اونا یه تیم ملی دارن به اسم شیرهای رام نشدنی. شاید باورت نشه ولی یکی از بهترین تیم های تاریخ آفریقا هستن و اتفاقاً یونانی ها رو توی جام جهانی با یه بازی دیوانهوار بردن که هنوزم وقتی حرفش میشه خاطرات عجیبی زنده میشه. ساموئل اتوئو، اسطوره فوتبالشون که احتمالاً اسمش رو شنیدی، جزو همون نسلی بود که نشون دادن آدمای قدبلند و تکنیکی میتونن از دل روستاهای کامرون هم بیان و دنیا رو ببرن.
یه چیز بامزه هم درباره پایتختشون بگم که شاید ندونی. خیلی ها فکر میکنن پایتختش دوآلاست، چون بزرگترین شهر و قطب اقتصادیشه. ولی نه، پایتخت یائوندهست. یائونده شهریه که روی تپه ها پهن شده و خیابوناش مدام بالا پایین داره، مثل یه موج سوار که داری از یه طرف به اون طرف میری. دوآلا هم شهر بندریه که نم و شرجی خلیج گینه میچسبه به پوستت و همیشه بوی ماهی تازه و ادویه توی هوا پیچیده.
حیات وحشش هم یه داستان دیگهست. پارک ملی وازا توی شمال کشور، اونقدر خشک و بیآب و علفه که بیشتر شبیه منظرههای شرق آفریقاست. ولی همونجا شیر و فیل و زرافه میبینی. در عوض بری جنوب، پارک لوبکه رو داری که گوریل های غربی توی مه صبحگاهی جنگلای بارونی گم میشن. واقعاً توی یک روز میتونی از دل ساوانا بری توی دل جنگل انبوه و این دیوانگی تنوعه که کامرون رو خاص میکنه.
خلاصه که اگه یه روزی هوس کردی بری یه جایی که لازم نباشه بین بیابون و جنگل و ساحل یکی رو انتخاب کنی و بتونی همه رو یه جا تجربه کنی و تازه آدمایی ببینی که بهت یاد بدن چطور میشه با دویست و پنجاه زبان عشق و زندگی رو معنا کرد، کامرون همون جاییه که احتمالاً نگفته بودی دلت میخواد ببینیش ولی بعد از خوندن اینا حتماً میخوای.